بنام خدا

سلام دوستان خوب:
با تشکر از اینکه برای اوقاتی چند خواندن این وبلاگ را انتخاب کردید.
از حسن انتخاب شما ممنونم دوستان خوبم!
تصمیم دارم از این پست به بعد علاوه بر اینکه شکر خدا رو یاد آوری میکنم .
با نوشتن خصلت های خوب و بد ی که وجود داره
و می تونه عامل بسیاری از موفقیت ها و شکست های ما در دنیا و آخرت بشه ، یاد آور باشم که
قدری بیشتر بر اعمالمان دقت نظر داشته باشیم تا مبادا با شکست مواجه شویم .
گرچه نباید به موفقیت دل بست و با شکست از دنیا دست شست و نا امیدی پیشه گرفت.
آخه یک انسان با لطف بزرگی که خدا بهش کرده و اون رو اشرف مخلوقاتش قرار داده،
نباید به این سادگی ارزشش رو از دست بده و نا خواسته به مسیری قدم بگذارد،
که پایانش تباهی و نیستی است.بخصوص در این عصر حاضر که بسیار نیاز داریم تا بیشتر و بیشتر
درباره ی اعتقاداتمان تحقیق کنیم و بیشتر بدانیم و مرور کنیم دانسته هایمان را
تا با اعمال نیکمان خداوند را خشنود کرده، و عاقبتی نیکو برای خودمان رقم بزنیم.
البته من بیشتر روی صحبتم به خودم می باشد .
پس امید وارم نوشته هایم حمل بر نصیحت گذاشته نشود.![]()
با تشکر از همه ی شما
و سپس خصلت مورد نظر امروز که خصلتی مورد نکوهش می باشد.
![]()
![]()
![]()
امام علی (ع ) می فرماید:
بخیل ترین مردم کسی است که بوسیله ی مالش بر خود بخل ورزیده
و آن را برای وارثان خود بر جای نهد .
![]()
![]()
![]()
ـ اگر از عهده پختن این خروس خوب برایی تو را آزد می کنم.
غلام هر چه توانست جدیت کرد تا شاید از بندگی آزاد شود ،
وقتی غذا حاضر شد،بخیل آب خروس را خورد و خروس را به جای گذاشت و گفت :
ـ اگر آشی با همین خروس درست کنی آزادت می کنم .
غلام شوربای خوبی تهیه کرد ، باز بخیل شوربا را خورد و خروس را گذاشت و غلام را آزاد نکرد .
برای مرتبه سوم دستور داد با پیکر خروس حلیمی تهیه کند
و همین طور مرتب دستور غذاهای گوناگون با آن خروس را صادر می کرد .
بالاخره غلام به ستوه آمد و گفت:
ـ من میلی به آزاد شدن ندارم ،
شما را به خدا سوگند این خروس را آزاد کنید و بخورید تا از دست شما راحت شود .



