بنام خدايي كه در اين نزديكيست
سلام دوستان
امروز به ذهنم رسيد در مورد انسان بنويسم
اميدوارم تا پايان خواننده ي اين مطلب باشيد
انسان كيست ؟
انسان چه خصوصياتي دارد ؟
اين سوال جواب هاي بيشماري دارد
انسان يكي از مخلوقات خداوند يكتا است
كه خداوند او را اشرف مخلوقاتش قرار داده
انسان آفريده اي است كه از ماده اي ناچيز و بد بو ساخته شده
ولي به خواست خدا لياقت رسيدن به خدا را داراست
انسان موجودي است كه فرشتگان بر او سجده كرده اند
انسان نشانه اي از عظمت خداست در خلقت مخلوقاتش
انسان مخلوقي است كه اگر خود را بشناسد خدا را شناخته است
داري عقل ؛ شعور و احساس است
از همه مهمتر داراي اختيار است
همه ي ما اينارو ميدونيم
ولي چقدر بهش فكر كرديم تا ارزش انسان بودنمون رو هم بدونيم
انسان با گريه هايش زندگي را آغاز مي كند
و با لبخند و آرامش با زندگي و دنيا وداع مي كند
براستي چيست سرّ اين رفتار ؟
چرا با گريه مي ياد و با خنده مي رود ؟
تا به حال در موردش فكر كرديم؟
با اندكي تفكر در اين مورد درمي يابيم كه :
با به دنيا آمدنش ؛ از آنجايي كه از اصل خود دور شده مي گريد
و با رسيدن به اصل خويش در هنگام مرگ ، خنده بر لبهايش نقش مي بندد
انا لله و انا اليه راجعون
ما از خداييم و به سوي او باز مي گرديم
اينها همه اسرار خلقت انسان هستند
كه گاهي لازم است مورد بحث واقع شوند
تا به خود بياييم و بدانيم انسانيم و چه مرتبه اي داريم
بدانيم چقدر براي خدا ارزشمند بوده ايم
كه فرشتگانش را مأمور سجده كردن برما كرده است
و از خود بپرسيم ما چقدر ارزش خالق خود را مي دانيم؟
درسته
ما بايد اول ارزش خودمون رو بدانيم
تا بفهميم خالق ما كيست كه شايسته سپاس و تقدير بسيار است
بالاترين دانشها از ديدگاه حضرت علي ( ع ) خودشناسي است
آيا انسان يعني همين ظاهر و خورد و خوراك و جسم؟
آيا از انسان فقط اين موارد به چشم مي آيد
در صورتي كه خدا به او لقب اشرف مخلوقات را داده
و او را تنها مخلوقي مي داند كه مي تواند به حد رسيدن به خدا برسد ؟
پس كي مي خوايم به ارزش خودمون پي ببريم
و انسانيت خودمون رو نشون بديم؟
همه ي ما زياد شنديم كه گفته شده فلاني چشم برزخي داره
و مي تونه چيزايي رو ببينه كه ما نمي بينيم
همين حاج رجبعلي خياط كه چشم برزخي داشته
مگه ايشان بنده ي خدا نبودند
اگر احيانا تازه با اسم ايشان آشنا شديد
به اين وبلاگ هم سر بزنيد تا بهتر بشناسيد ايشان را
مگه همه ي ما نمي توانيم به اين مرتبه برسيم؟
پس چرا ما از قافله عقبيم؟
كي مي خوايم به خودمون تلنگر بزنيم و به بصيرت برسيم؟
نگيم نمي توانيم
يقين دارم كه مي توانيم دوستان
اين حرفارو من نمي نويسم اعتقاداتم مي نويسد
من خودم بنده اي ناچيز و حقيرم
كه جز در راه رضاي خدا نوشتن هدفي نداشته و ندارم
همه ي اينارو ميشه از الهامات خدا دانست
كه به من تلقين كرد كه در اين مورد بنويسم
همين ديشب داشتم به اين فكر مي كردم كه خودم مطلب رو بنويسم
يا اينكه مثل بعضي وقتا كه ذهنم ياريم نمي كنه
برم سراغ كتابايي كه مطلبي در خور وبلاگ شكر خدا دارن
كه يكدفعه به ذهنم خطور كرد در مورد اين مطلب بنويسم
و در اين مورد خدارو شكر مي كنم
چون بيشتر از همه خودم به خودم آمدم
تا بدانم از كجا آمده ام ؛ آمدنم بهر چه بود ؟
پيش خودم گفتم چرا اين موضوع مهم رو تا به حال در موردش ننوشتم
و چون حوصله ي تايپ مطلب رو نداشتم ؛
توي دفتر ياداشتم شروع كردم به نوشتن
و خدا شاهد با هر سطر نوشتن بدنم مي لرزيد
كه چرا واقعا از ارزش خودمون بي خبريم ؟
يا اينكه مي دانيم ارزشمون چقدره ولي بي تفاوت مي گذريم؟
آيا تا به حال به اين فكر كرده ايم كه خدا خيلي لطف به ما كرده
و بايد شكر گزارش باشيم
يا اينكه با خودخواهي فقط طلب روزي كرديم و به انتظار پاسخ بوديم
درسته خدا خيلي بزرگه و مهربان و روزي هر كسي رو مي ده بهش
ولي اگه بدونه در ازاي روزيمون تلاش كرديم
روزي بيشتري رو نصيب ما مي كنه
چون براي تلاش ما ارزش قايل است
ولي ما چقدر براي خداي مهربان ارزش قايلم ؟
بياييم اينگونه درون خواب خود را بيدار كنيم
و به خود بياييم تا در پيشگاه خداوند منّان شرمسار نباشيم
اي انسان :
لحظه لحظه ي عمر تو ، شادي ها و غم هاي تو ،
همه و همه نيازمند شكر خداست
آيا مي داني؟
آيا خدا را شكر كرده اي كه به تو نعمت هستي داده است ؟ خدايا شكرت
آيا خدا را شكر كرده اي كه انسان آفريده شده اي ؟ خدايا شكرت
آيا خدا را شكر كرده اي كه سالم آفريده شده اي ؟ خدايا شكرت
شايد بعضي بگن خدا به ما نقص عضو داده
ولي آيا ما در اين صورت هم مي توانيم ناشكر باشيم؟
حتما مصلحتي در كار بوده
و اين مصلحت به نفع ما بوده كه اينگونه آفريده شده ايم؟
پس شكر خدا در هر حالتي واجبه !!!
در هر صورتي خدا مصلحت ما را بهتر از ما ميداند چون خالق ماست
و اگر نقص عضوي در ماست اين خود؛
از مسوليت ما در پيشگاه خدا وند كم مي كند
ولي از ما شكر خدا ساقط نمي شود و در هر حالتي بنده ي خدا هستيم
و بايد شكر گزار نعمت هايش باشيم
و ما كه سالميم چقدر قدر سلامتي خود را دانسته ايم و خدا را شكر كرده ايم؟
آيا مي دانيم سلامتي نعمتي بس بزرگ است ؟
يا اينكه بايد بيمار شويم تا قدر سلامتي خود را بدانيم؟
وبعد از سلامتي تازه اگر قدر شناس باشيم شكر خدارو به ياد بياريم
و بگيم خدايا شكرت
آيا خدارو شكر كرده اي كه به تو عقل داده
تا فكر كني و گره از مشكلاتت بگشايي ؟
خدایا شکرت
يا اينكه فكر كرده اي عقل و فكر از آن توست
و خدا هيچ نقشي نداشته ؟
خدايا شكرت
آيا خدارو شكر كرده اي كه به تو فرصت توبه داده تا
اگر اشتباه كردي برگردي ؟ خدايا شكرت
آيا خدارو شكر كرده اي كه به تو احساس داده
تا بتواني غم ها و شادي هايت را تخليه كني ؟ خدايا شكرت
آيا خدارو شكر كرده اي كه به تو اختيار داده
تا خودت راهت را انتخاب كني تا به تو امداد برساند؟ خدايا شكرت
اين حرفها تنها تلنگري به انسان ناسپاس است
تا بداند كيست و قدر انسان بودن خودش را بداند
و شكر خدا را فراموش نكند
اينكه ما از نعمت هاي خدا به درستي استفاده كنيم
خود شكر خداست به زبان عمل
ما كه ساليم و نفس مي كشيم و زندگي مي كنيم
بياييم و تنها چند ثانيه جلوي نفس كشيدن خودمان را بگيريم
تا بدانيم قدر اين نفس كشيدن ها را
و آنطور زندگي كنيم كه خدا مي خواد
نعمت سلامتي رو جدي بگيريم ما كه سالميم
و هميشه و هر لحظه خدارو شكر كنيم به واسطه ي اين نعمت بزرگ
البته همه ي نعمت هاي خدا بزرگ هستند
ولي اكنون قلم من گوياي همه نيست و نمي شود در يه پست به همه اشاره كرد
در پايان يك تكليف براي ما
تا به خودمان بياييم و درست زندگي كنيم
بياييد در مورد انسان بودن خودمان فكر كنيم
و در مورد اينكه شكر خدارو فراموش نكنيم
با تشكر بسيار از شما دوستان كه خواننده ي اين مطلب بوديد

